خرید بک لینک


زندیقی را نزد خلیفه بردند که درباره او حکم کند. خلیفه گفت: به من خبر داده اند که تو زندیقی و کفر می گویی و از دین خدا روی گردان شده ای. مرد گفت: حاشا و کلا. من نماز می گزارم و روزه می گیرم و جز خدا را نمی پرستم. خلیفه گفت: دروغ می گویی! سخن راست بگو، ورنه فرمان دهم که تو را چندان تازیانه زنند که به زندیقی ات اقرار کنی. مرد گفت: شگفتا، این چه حالت است که می بینم؟! مصطفی(ص) شمشیر می زد که به مسلمانی اقرار کنید و تو که بر جای او نشسته ای، تازیانه می زنی که به کافری اقرار دهیم؟

(لطائف الطوائف، ص۲۹۴)

برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 17:00

صفحه بندی